عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
507
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و چنو « 1 » در همه عالم وفادار نه . خدايى كه به قدر از همه بر است . بذات و صفات زبر است . از ازل تا ابد خداوند اكبر است . هر چه در عقل محالست اللَّه بر آن قادر بر كمالست ، و در قدرت بىاحتيالست ، و در قيّوميّت بىگشتن حالست ، و در ملك آمن از زوالست ، و در ذات و صفات متعالست . كس نهبينى از مخلوقان كه نه در وى نقصان است ، يا از عيب نشانست ، و كردگار قديم از نقصان پاك ، و از عيب منزّه ، و از آفات برى . نه خورنده و نه خواب گير ، نه محلّ حوادث نه حال گرد ، نه نو صفت ، نه تغيّر پذير . پيش از كى قائم ، پيش از كرد جاعل ، پيش از خلق خالق ، پيش از صنايع قدير . فبذاته و صفاته و كماله * قد كان كهو الان كلّ اوان شيخ الاسلام انصارى قدّس اللَّه روحه گفت : توحيد مسلمانان ميان سه حرفست : اثبات صفت بىافراط ، و نفى تشبيه بىتعطيل ، و بر ظاهر برفتن بىتخليط . حقيقت اثبات آنست كه : هر چه خدا گفت كه از خود بر بيان است ، و مصطفى ( ص ) گفت كه از حق بر عيان است ، تصديق و تسليم در آن پيشگيرى ، و بر ظاهر آن ميستى « 2 » ، و آن را مثل نزنى ، و از ضيغت بنگردانى ، و به خيال گرد آن نگردى ، كه اللَّه در علم آيد ، در خيال نيايد ، و از تفكّر در چگونگى آن بپرهيزى ، و تكلّف و تأويل در آن نجويى ، و از گفتن و شنيدن آن نپيچى ، و بحقيقت دانى كه معلوم از صفات اللَّه خلق را ، نام آنست ، و ادراك به آن قبول آنست ، و شرط در آن تسليم آنست ، و تفسير آن ياد كردن آنست . ذات اللَّه به قدر اللَّه دان ، نه بمعقول خلق . صفات او بسزاء او دان ، نه بفكرت خلق . توان او به قدر او دان ، نه بحيلت خلق . او هستى است يكتا ، از اوهام جدا ، وز تكييف بر تا . هر چه خواهد كند ، نه بحاجت ، كه وى را به هيچ چيز حاجت نيست ، بلكه بخواست راست كند ، و علم پاك ، و حكمت سابق ، و قدرت نافذ . سخن وى حق ،
--> ( 1 ) - چنو چون او . ( 2 ) - نسخه : بيستى .